قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى

پيشگفتار 13

خلاصة التواريخ ( فارسى )

و طغيان امراى قزلباش وقتى تركمانان به قم حمله كردند قاضى احمد حفاظت يكى از دروازه‌هاى شهر موسوم به نارين قلعه را بر عهده داشت و با كمك محافظين ديگر مانع رخنهء دشمن به شهر گرديد « 1 » . در سال 996 شاه عباس پدر خود شاه محمد را از قدرت بر كنار كرد و خود به جاى او نشست . ظاهرا قاضى احمد در دستگاه جديد نيز مورد توجه بوده است . او در 999 خلاصة التواريخ را به نام شاه عباس به پايان برده « 2 » در 1004 در اردوى نظامى بوده و در 1005 منصب كلانترى داشته است « 3 » . در 1007 در قزوين شغلى ديوانى داشته است و در اين سال بين او و مير صدر الدّين محمد ولد ميرزا شرف جهان قزوينى اختلافى بروز كرد و به سعايت مير محمد از كار بر كنار شده و به قم رفته است . به نوشته او در گلستان هنر ، مير مذكور تذكرة الشعراى ناقصى ساخته بود و براى تكميل و اهداى آن به شاه عباس مىخواسته است از تذكرة الشعراى قاضى استفاده كند لكن وى با تقاضاى مير موافقت نكرده و به همين سبب مير محمد نيز از او نزد شاه سعايت كرده است . پس از اين واقعه ، قاضى احمد با خاطرى رنجور قزوين را ترك كرده و شرح شكوه‌آميز او در گلستان هنر حكايت از اين رنجش خاطر دارد او مىگويد : « ماجراى او و فقير مجلّدات مىطلبد و رقعه‌هايى كه او به فقير نوشته شرحها خواهد سربسته به تقريبات در تذكرة الشعرا ايراد يافته و مسودهء تذكره‌اى كه او مىنوشت و اتمام نيافته بود به دست اشرف درآمد از آنچه او جمع كرده بود هفت بيت انتخاب فرمودند « 4 » » . آخرين تاريخى كه از قاضى احمد در دست است مربوط به محرم سال 1015 مىشود كه در قزوين با مولانا محمد امين از خوشنويسان معروف ملاقات كرده است « 5 » و از زندگانى او اطلاع ديگرى در دست نيست . لازم به تذكر است كه اسكندر بيگ منشى مؤلف تاريخ عالم آراى عباسى شاگرد قاضى احمد بوده و با كمك وى « فن انشاء و تحرير كتابات و احكام » را آموخته است و شگفت اينكه اسكندر بيگ در سراسر كتاب خود نامى از استاد نبرده و حق شاگردى را ادا نكرده است اما در برابر فروتنى قاضى احمد نسبت به استادان خود شايد اين رباعى كه در تمجيد از شاگردش اسكندر منشى سروده اشارهء ظريفى به حقوق او بر گردن ديگران باشد :

--> ( 1 ) - خلاصة التواريخ : 615 - 61 - 617 ( 2 ) - همان اثر : خاتمهء كتاب ( 3 ) - محمد تقى دانش‌پژوه نامهء آستان قدس 36 : 117 به نقل از پايان گلستان هنر نسخهء سالار جنگ ( 4 ) - گلستان هنر چاپ تهران : 97 ( 5 ) - همان اثر : 124